حسین پناهی

فرار از فلسفه و اندیشه خود فلسفه تازه ای است که تازه راه افتاده است . (حسین پناهی )

 

به وب سايت رسمي حسين پناهي خوش آمديد

تنها وب سايت رسمی و قانونی حسين پناهی

كه برای در دسترس گذاشتن آثار اين شاعر ،نويسنده ،كارگردان و بازيگر برای دوستداران و افزودن برشناخت بيشتر محتواي نوشته ها ی

ایشان بنا شده است
این سایت به هیچ گروه ، حزب و مؤسسه ای وابسته نمی باشد و هیچگونه حمایتی نمی شود

 

 

سینا پناهی : به مناسبت دهمین سالگرد حسین پناهی

سینا پناهی -sina panahi

 

زمان همچنان می گذرد
و این گذشت ده ساله شد شاعر   !
یادت است در شب های بی فرجامی
گفتم نمان  !
گفتم نمان در این خاک اندوهگین که ساده بودن زندگی ات را  را با ژرفای افکارت اشتباه می گیرند.
دل بکن و همه خودت را بردار و برو  !
 برو در ادبیات
بورخسی دیگر در آرژانتین شو
نرودا ی شیلی 
  بوبن فرانسه
  و لورکای اسپانیا
برو جایی که قدر تو را بدانند !
برو و در  سینما خودت خالق آینه و استاکر و نوستالژیا شو
فلسفه ذهنت را جهانی کن نگذار محدود شوی در ذهنیت محدود باید و نباید های وطنی !
گفتم و خندیدی که نمی دانی چرا هواپیمای آروزهایت به جای اروپای شعر در افریقای بازیگری فرود اضطراری  آمد .
  گفتی که نمی نویسی برای اسم .
نمی نویسی برای نان .
که در این قرن جلفِ فرارِ از اندیشه کسی از گرسنگی نمی میرد .
 گفتی وطن خانه توست .
نوستالژی است .
 مادر است .
که مردمش همه خواهران و برادران تواَند .
که ساده بودنشان را دوست داری .
 و دلگرمیت به خسته نباشید یک کارگر ساده است که صداقتش را دوست داشتی ، فارغ از نفی و اثباتهای دور از غرض            .
 و اُسکار بازیگریت را را از یک راننده گرفتی  ((  چند روز پيش در خیابان خلوتی پياده می رفتم. آدم ميانسالی با پيکانی درب و داغون رد شد و سپس برگشت و با ديدن من، احوالپرسی و روبوسی کرد. گفت: من به شما برای دزدان مادر بزرگ جايزه اُسکار می دهم! حالا اُسکار او چه باشد، هر چه باشد، من آن اُسکار را دوست دارم. به خانه برده ام و هميشه به اين اُسکار افتخار می کنم  ))
شاعر منظره های ژرف ذهن
سنت شکن کلیشه ای های کهن
نویسنده نوستالژی های زندگی
بی منت
حالا به رسم هر اسطوره ای  تکرار نشدنی و ابدی در دل  همان و همین مردم زنده یی و جاودانه می درخشی
و می گذرم از ناگفته ها
اینجا هنوز پر از ستاره شناسانی است که هرگز به آسمان نگاه نکردند  و من هنوز آخرین نوشته هایت را هنوز به چاپ نرساندم  با همان اسمی که انتخاب کرده بودیم به آن  خندیدیم و ترسیدیم  و سکوت کردیم به اسم دفتر شعری که برگشتی ندارد   .
نبودنت دردی است بر گُرده بودنِ من
و در کابوس های  بی تو بودن
 شبهای بی فرجامی را به صبح می رسانم
و همچنان ....
سینا پناهی
تابستان 1393

 

 

محسن چاوشی در 15 مرداد (شعر این بود زندگی ) حسین پناهی

حسین پناهی - محسن چاوشی

 

نامه هایی به آنا (2) به زودی منتشر می شود

نامه هایی به آنا 2

 

نشر آناپنا اثر جدیدی از حسین پناهی به نام( نامه هایی به آنا 2 ) را منتشر می کند.
این اثر در واقع مجموعه دوم نامه های حسین پناهی به دخترش آنا می باشد که در 17 مرداد 1393 سالروز جاودانگی ایشان توسط انتشارات آناپنا منتشر می شود.

 

 

منتشر شده های حسین پناهی از انتشارات آنا پنا :

 

جهان زیر سیگاری من است

مجموعه مصاحبه ها (1376 1368- )

 

نوید یک روز بلندِ نورانی

مجموعه مصاحبه ها (1376-1383)

 

 

حسین پناهی

 

 

حسین پناهی

 

شعر یادگار از کتاب سالهاست که مرده ام

آفتاب آمد دو چشمم باز شد
باز تکرار همان تکراره ها
چند و چون و کی کجا آغاز شد
پرسش صدباره ی صدباره ها

دیدگانم پر ولی دستم تهی
من نمی دانم كجایم كیستم
آتش حیرت به جانم ریختی
من خلیل آزمونت نیستم

مرگ شرط اولین شمع بود
از برم افسانه ی پروانه را
بر ملا شد راه می خانه دریغ
از چه می بندی در می خانه را

تا بسازم شیشه ی چشمان خود را آینه
خون دل را جیوه كردم سالها
حالیا از دشت رنگ گل درا
زلف خود را شانه زن در چشم ما

ما امین راز هایت بوده ایم
پای كوب ساز هایت بوده ایم
محو در جاه و جلالت دست در دست رطیل
جان خرید ناز ناز نازهایت بوده ایم

هیچ كس قادر به دیدارت نبود
گرچه ذات هر وجودی بوده ای
خوشه زاران یادبود زلف تو
قبله گاه هر سجودی بوده ای

ای یگانه این قلم تب دار تو
تا سحر می خواند و بیدار تو
گوشه ی چشمی ، نگاهی ، وعده ای
تشنه ی یک لخظه ی دیدار تو

شاه بیت شعر مرموز حیات
قصه ی صد داستان بی بدیل عشق بود
چشم انسان ، گیس بید و ناز گل
یك دلیل از صد دلیل عشق بود

هیچ كس در این جهان نامی نداشت
عاشقان بهر نشان نامیدشان
عشق این افسون جاوید ، این شگفت
كرد تا عمر كلام جاویدشان

بار ها از خویش می پرسم كه مقصودت چه بود
درك مرگ از مرگ كاری ساده نیست
رنج ما و آن امانت قتل و هابیل و بهشت
چاره ای كن ای معما چاره ای در چاره نیست

روز ها رفتند و رفتیم و گذشت
آه آری زندگی افسانه بود
خاطری از خاطراتی مانده جا
تار مویی در كنار شانه بود

یادگارم چند حرفی روی سنگ
باد و باران و زمان و هاله ای
سبزه میروید به روی خاک من
میچرد بابونه را بزغاله ای  

 

??? از فلسفه تا کجا و کجا

وصیت نامه و اشعار زیر متعلق به حسین پناهی نیستند

از همه عزیزان و دوستداران حسین پناهی که طی این چند سال با آوردن شعر ،نوشته و یا مطلبی

در رسانه خود به نوعی از ایشان یاد کرده اند

ضمن تقدیر و تشکر ،خواهشمندیم از آوردن هرگونه مطلب یا شعری از ایشان بدون نام منبع جهت جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی و نسبت دادن اشعار یا مطلبی از دیگران به نام ایشان خودداری شود

برای مثال : 

اشعار و وصيت نامه زيرمتعلق به حسين پناهي نيست وهيچ سنخيتي نه با شخصيت و نه با نوع نگارش و محتوای آثار ایشان ندارند

 

وصیتنامه قبر مرا نیمتر عمیقتر حفر کنید ، شعر مگسی راکشتم ، پشت چراغ قرمز ، از آجیل سفره عید ، رخش گاری کشی میکند ، صفر را بستند ، من تعجب میکنم ، بهزیستی نوشه ، با اجازه محیط زیست،گناه شیرین است،اکسیژن

 

ليست كتابها وآلبومهاي صوتي

شما ميتوانيد لیست همه كتابها وآلبومهاي صوتي حسين پناهي را کامل ببينيد

اطلاعات بیشتر

مجوز براي همايشها و بزرگداشتها

جهت برگزاری هرگونه یادمان ،بزرگداشت،چاپ کتاب،.و استفاده از آثار هنری حسين پناهي گرفتن مجوز از موسسه ايشان الزاميست

اطلاعات بیشتر

آثار ارسالي شما

آثار ارسالي شما با توجه به موضوع در آيتمهاي ارسالي با ذكر نام شما و منبع قابل ديدن هستند