خانه 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 صفحه

شعر

فیلانه

وقتی ما آمدیم
اتفاق ، اتفاق افتاده بود !
حال
هرکس
به سلیقه خود چیزی می گوید
و در تاریکی گم میشود .

 

))))ازکتاب نمی دانم ها((((

شعر

می آید ها

شب و روزت همه بیدار
که آید شاید ،
کور شد دیده بر این
کوره ره شاید ها .
شاید ای دل
که مسیحا نفست
آمد و رفت ،
باختی هستی خود

بر سر می آید ها

 

))))ازکتاب نمی دانم ها((((

شعر

لعنت

بر گردن عشق ساده ام
که انگشترش نخی ست ،
گلوبند زمردین شعر مرا
باور نمی کند کسی ...
لعنت به شعر و من !


))))ازکتاب نمی دانم ها((((

خانه 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 صفحه

www . Hossein Panahi . IR

تمامی حقوق و امتیازات برای سایت رسمی حسين پناهي محفوظ بوده و هر گونه کپی برداری تنها با نام این سایت و منبع مطلب درست خواهد بود