خانه 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 صفحه

شعر

مگس

پا میچرخانم
رو به این منظر ناگزیر !
بر این شب غم انگیز هزار سایه ،
و چون مگس سیری
می ترسم از اشباح
و در سکوت
اسکلت کهنه ی این قاطر هزار ساله را
دید می زنم . !

))))ازکتاب نمی دانم ها((((

شعر

من و پروانه

پا برهنه با قافله به نا معلوم میروم
با پاهای کودکی ام !
عطر برکه ها
مسحور سایه ی کوه
که می برد با خود رنگ و نور را !
پولک پای مرغ
کفش نو
کیف نو
جهان هراسناک و کهنه
و
آه سوزناک سگ !
سال های سال است که به دنبال تو میدوم
پروانه زرد،
وتو از شاخه ی روز به شاخه ی شب می پری
و همچنان..

))))ازکتاب نمی دانم ها((((

شعر

شبنم

به شبنمی می ماند آدمی
و عمر چهل روایتش ،
به لحظه رویت نور
بر سطح سبز برگی
می لغزد و بر زمین می چکد....
تا باری دیگر
و کی ؟
وچگونه ؟
وکجا ؟

))))ازکتاب نمی دانم ها((((

خانه 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 صفحه

www . Hossein Panahi . IR

تمامی حقوق و امتیازات برای سایت رسمی حسين پناهي محفوظ بوده و هر گونه کپی برداری تنها با نام این سایت و منبع مطلب درست خواهد بود