اصغر همت

روزها از پی هم می آیند  و می روند حسین پناهی مثل هیچ کس نبود و هیچ کس نمی تواندمثل او باشد .جوهره وجود و شرایط محیط اش او را سوق داد به طرف آنچه که شد .نمی خواهم بگویم که استثنایی بود اما اگر بگویم هم پربی راه نگفته ام .حسین پناهی بسیار حساس بود و زود رنج ، روحی لطیف داشت و هیچ ذمختی را بر نمی تافت . مهربان و فداکار و  بی غل و غش . شاید بزرگترین عیبی که  می توان بر او وارد دانست توقعش بود از دیگران .او می خواست که دیگران هم آنگونه باشند که او بود . (به ویژه این روزها) یعنی دنبال همان بودن به نظرم بیش از هر چیزی این روحیه روحش را می آز رد و جسمش را مهیای زوال کرد. اما چرا در ابتدای سخنم گفتم حسین پناهی مثل هیچ کس نبود و هیچ کس نمی تواند مثل او باشد یا شاید هیچ کس نباید مثل او باشد . برخورد کردم با کسانی که می خواهند دنباله رو یا بهتر بگویم مقلد او باشند . حسین پناهی  شرایط زندگی سختی داشت . حسین پناهی   شرایط زندگی را درسختی شپری کرد "در تجزیه و تحلیل گفتارها و شعرهایش به خوبی می توان زندگی نامه اش را مرور کرد سفرهای درونی بسیاری را تجربه  کرده بود و ره توشه های گران بهایی را اندوخته بود . میزان مطالعاتش بسیار گسترده بود و سواد و شعورش را پر بار کرده بود خوب است کسی دنباله روی این حسین پناهی باشد .اما امیدوارم دوستاران حسین پناهی با تامل و تفکر بسیار در جزییات زندگی او ، از افراط و تفریط پرهیز نموده و بدانند انسان با استعداد و هنرمند بهتراست در طول زندگی کند و نه در عرض